آیا می‌دانید که چرا و چگونه موفق‌ترین افراد دنیا یک خصوصیت مشترک دارند و آن این است که طرز فکرشان با دیگران فرق دارد.

زمانی که زندگی و رفتار بزرگانِ موفقیت در ایران و جهان را بررسی می‌کنیم می‌بینیم که چون ایشان باور دارند که تفکر هوشمندانه زندگی را تغییر می‌دهد طرز تفکر و رفتار و گفتار و درنتیجه عملکردشان با بقیه افراد متفاوت است و ما در اینجا به چند مورد از بهترین طرز فکرهای افراد موفق اشاره می‌کنیم.

فکر کردن یا خوب فکر کردن یک نظم ذهنی است که با انتخاب الگو و شناخت یک مدل و تمرین و تکرار یک شیوه موفق به دست می‌آید اگر می‌خواهید در آن بهتر شوید، باید روی آن کارکنید و باپشتکار و علاقه آن را درون ذهنتان کنید.

می‌توانید برای برنامه‌ریزی فکر کردنتان وقت بگذارید مثلاً هر دو هفته یک‌بار یک نصفه‌روز یا هر یک ماه یک روز کامل به بررسی عملکرد و تازه‌سازی طرز فکر و انتخاب‌های موفق خود بپردازید.

در یک بررسی ساده و با دقت ببینید انرژی‌تان را باید در کدام قسمت کاهش داده و در کجا متمرکز کنید و بعد از قانون ۲۰/۸۰ استفاده کنید.

۸۰ درصد از انرژی‌تان را به ۲۰ درصد از مهم‌ترین فعالیت‌هایتان اختصاص دهید، یادتان باشد که نمی‌توانید درآن‌واحد همه‌جا باشید، همه را بشناسید و همه کارهای عالم یا شهرتان را یک‌تنه انجام دهید پس حتماً از انجام هم‌زمان چند کار اجتناب کنید زیرا کارایی شمارا تا ۴۰% کاهش می‌دهد.

افراد موفق خود محدود به اندیشه‌ها و تکنیک‌های گذشته خود و تجربیات سابق و کتاب‌های قدیمی نمی‌کنند و از محدوده پیرامونی خود فراتر رفته و ذهن خود را در معرض ایده‌ها و آدم‌های مختلف قرار می‌دهند.

افراد پیروزمند حتی سعی می‌کنند بیشتر وقتشان را باکسانی بگذرانند که آن‌ها را به چالش کشیده و با طرح پرسش‌های متعدد عملکرد واقعی و نتایج شغلی‌شان را به پرسش کشیده تا به طرح برتر و راهکارهای موفق برسند.

ایده داشتن یک‌چیز است، به‌موقع دنبال کردن آن چیزی دیگر
زیرا که ایده‌ها تاریخ‌مصرف کوتاهی دارند و
باید قبل از اینکه تاریخ انقضای آن‌ها فرابرسد، آن‌ها را عملی کنید.

افکار برای تحقق شدن نیاز به زمان‌دارند تا به‌اندازه لازم پخته شوند شما هم اولین چیزی که به ذهنتان می‌رسد را انجام ندهید، گاهی تعجیل در انجام یک کار زودبازده ممکن است آسیب جدی به تمام سیستم یا سازمان شما بزند.

من خودم دوستان زیادی را می‌شناسم که به من می‌گویند که شب گذشته ساعت دوازده یک فکر عالی به سرشان زد و وقتی صبح از خواب بیدار شدند به نظرشان احمقانه می‌رسیده، حتماً شما هم‌چنین خاطراتی را شنیده‌اید.

افراد باهوش با افراد باهوش دیگر همفکری می‌کنند، هم‌اندیشی با افرادی که راه را پیش از شما شروع کرده‌اند سرلوحه خود قرار دهید و از فرصتی برای حسن استفاده از طرز فکر ایشان بهره ببرید.

فکر کردن با دیگران نتایج بهتری در بر خواهد داشت. مثل این می‌ماند که به خودتان یک‌راه میان‌بر بدهید. به همین خاطر است که جلسات طوفان مغزی تا این اندازه مؤثرهستند.

تفکر سطحی و ساده و عامه‌پسند را رد کنید زیرا که پذیرش افکار زنگ‌زده و ازکارافتاده و آن‌هم به دلیل رضایت و تائید ظاهری افراد یا گروهی از نزدیکان به معنی نشستن و حرکت کردن با اتوبوسی فرسوده است که نتیجه تأسف باری داشته و یعنی شما اصلاً فکر نکرده‌اید.

خیلی از آدم‌ها وارد عمل می‌شوند با امید واهی اینکه این مسیر به فکر بقیه خوب برسد.

برای اینکه از این وضعیت خارج شوید باید اول بااحساس ناراحت شدن از ترک دیگران کنار بیایید همچنین به خاطر داشته باشید که همین‌الان آدم‌های دیگری در دامنه موفقیت هستند که سعی دارند برای خودشان فکر کنند و آن‌ها هستند که به قله می‌رسند.

بهترین متفکران از قبل برنامه می‌ریزند، درحالی‌که برای افکار ناگهانی نیز جا می‌گذارند اندیشه‌های نو همچون صاعقه‌ای فروزان بر ذهن آدمی فرود می‌آیند ذهنتان همیشه باید آماده فرود شهاب‌های درخشنده آسمانی باشد، پس حصارهای چوبی پوسیده را خود از جا برکنید.

وقتی با استراتژی وارد عمل شوید، احتمال خطا پایین می‌آید. داشتن افکار مبهم از اینکه کجا هستید و دوست دارید چه‌کاری انجام دهید، شمارا به هیچ کجا نمی‌رساند، من و تو راهی نداریم جز این‌که ایده‌های مبهم و درهم‌تنیده خود را پالایش کرده و روشن و شفاف‌سازی کنیم و اولویت‌بندی کنیم و با انتخاب بهترین فکر در زمان مناسب و با تأمین تجهیزات لازم دست به اقدام بزنیم.

راهکارهای استراتژیک بودن شامل پنج مورد است؛ اول موضوع را خرد کنید، دوم بپرسید چرا این مشکل باید حل شود، سوم موارد کلیدی را مشخص کنید، چهارم منابعتان را مرور کنید، افراد مناسب را در جایگاه شایسته‌شان قرار دهید.

هنری فورد می‌گوید، “هیچ‌چیز سخت نیست اگر آن را به اجزای کوچک‌تر تقسیم کنید.”

برای متفاوت فکر کردن، باید کارهای مختلفی انجام دهید، مصداق بارزش افرادی هستند که در سفر به شهرهای مختلف اتفاق‌ها و موضوعات متعددی می‌بینند و با افراد بیشتری صحبت می‌کنند و اندیشه‌های نوینی را کسب می‌کنند و بر اساس تجربیات و افکار مختلف، تصمیم سازی می‌کنند و ایشان حتماً بهتر نتیجه می‌گیرند.

همیشه سعی کنید راه‌های جدیدی برای انجام کارتان پیدا کنید، با آدم‌های جدید آشنا شوید، کتاب‌هایی را بخوانید که فکر می‌کنید راهگشا هستند. رمز کار این است که با ایده‌ها و سبک‌های زندگی در تمام نقاط جهان آشنا شوید.

توجه دشته باشید که برای تقدیر از ایده‌های دیگران، باید به ایده‌های دیگر احترام بگذارید، نمی‌توانید فکر کنید که همیشه حق با شماست بلکه باید به نظرات دیگر هم نه‌تنها فرصت دهید، بلکه با روی گشاده از حسن نظر ایشان در ارائه مشورت استقبال کنید.

برای هرروزتان و زمان‌هایی که افراد دیگر را ملاقات می‌کنید، برنامه و موضوع داشته باشید و برای این کار داشتن قلم و کاغذ و ذهنی آماده نوشتن ضروری است.

بیشتر آدم‌ها فقط برای روزشان برنامه‌ریزی می‌کنند. متفکران برای برنامه‌ریزی هفته، ماه و اهداف بلندمدتشان وقت می‌گذارند و بعد آن را دنبال می‌کنند. همچنین بدون موضوعی برای حرف زدن وارد جلسات، مهمانی‌ها و قرارهای ملاقات نمی‌شوند. قبل از اینکه وارد چنین موقعیت‌هایی شوند، تصمیم می‌گیرند که از آدم‌ها یاد بگیرند.

تفکر انعکاسی را بشناسید که چگونه به کارمان می‌آید، زیرا تفکر انعکاسی در مهارت‌های تصمیم‌گیری‌تان به شما رویکرد و اعتمادبه‌نفس می‌دهد، شمار کسانی که در اوج و غلیان عاطفی درست می‌بینند و درست فکر می‌کنند کم است.

بیشتر آدم‌ها اگر از تجربه‌ای سرمست شوند سعی می‌کنند بار دیگر بدون تلاش برای ارزش‌یابی مجدد آن را تجربه کنند. به‌طور مشابه کسانی که از تجربه‌های تلخ و آسیب‌زا نجات پیدا می‌کنند به هر بها و بهانه سعی می‌کنند از موقعیت مشابه فرار کنند زیرا احتمال می‌دهند گرفتار گره‌های عاطفی شوند.

تفکر انعکاسی به انسان فرصت می‌دهد تا خود را از هیجان‌های شدید تجربه‌های خوب یا بد کنار بکشد و با چشمانی شسته نگاه کند.

می‌توانی غلیان احساس‌های گذشته خود را در پرتو بلوغ عاطفی ببینی و می‌توانی تراژدی‌ها را در پرتو حقیقت و منطق وارسی کنی.

به‌این‌ترتیب فرد می‌تواند بار عواطف منفی را نکشد و آن را زمین گذارد.

جورج واشنگتن: نباید پشت سر را نگاه کنیم مگر بخواهیم از خطاهای گذشته عبرت بگیریم و از تجربه‌ای که بسیار گران تمام‌شده استفاده کنیم.

اگر در تصمیم سازی های خود تفکر انعکاسی نداشته باشید، عملی ساختن زودهنگام یک ایده، شمارا عقب می‌کشد و برنامه‌تان را به شکست می‌کشاند. بر حرف‌های منفی که با خودتان می‌زنید غلبه کنید. برنده‌ها با عباراتی مثل “من می‌توانم” حرف می‌زنند و جملات خود را با فعل توانستن می‌نویسند.

افراد باهوش محدودیت‌ها را نمی‌بینند، آن‌ها امکانات مختلف اعم از حقیقی یا مجازی و ریز یا درشت و مالی و سرمایه‌ای و یا اعتباری و… . را می‌بینند.

سام ایوینگ قهرمان سابق بیس‌بال: “هیچ‌چیز شرم‌آورتر از این نیست که ببینید کسی کاری را انجام می‌دهد که شما می‌گفتید غیرممکن است.”

افراد موفق ابهامات را در آغوش می‌گیرند و از شکست نمی‌ترسند و هر مشکل را فقط یک مسئله قابل‌حل می‌دانند زیرا ایشان زندگی را سراسر فرصت حل مسئله می‌دانند زیرا در گشودن گره مسئله خود و دیگران لذتی نهفته است که در هیچ آسودگی دائمی وجود ندارد  افراد موفق با اشخاص خلاق دیگر نشست‌وبرخاست می‌کنند و می‌دانند که افراد صرفاً خوش‌بین نمی‌توانند متفکرانی واقع‌بین باشند.

داشتن رویکرد واقع‌بینی به شما این امکان را می‌دهد آن‌قدر به یک مشکل نزدیک شوید که بتوانید آن را بشکافید، چراکه روبه‌رو شدن با عواقب احتمالی به شما کمک می‌کند که هم کارآمدتر باشید و نیز به شما اعتبار بیشتری می‌دهد. برای اینکه متفکری واقع‌بین‌تر باشید، باید این پنج شیوه عملی را داشته باشید؛

اول از واقعیت تقدیر کنید
دوم کارتان را انجام دهید و واقعیات را به دست آورید
سوم نقاط مثبت و منفی آن را بسنجید
چهارم بدترین حالت ممکن را در نظر بگیرید
پنجم تفکرتان را با منابعتان هم‌تراز کنید

خیلی مهم است که آخر روز به یاد بیاورید که می‌توانید طرز فکرتان را عوض کنید و به‌قول‌معروف طرحی نو دراندازید، همین آمادگی برای تغییر و داشتن ایده نو و اقدام به‌موقع و مناسب و پیگیری‌های به‌موقع و مکرر راز پیروزی شما خواهد بود.

افراد باهوش تصمیمات خوب می‌گیرند، همین‌که یاد بگیرید چطور در فکر کردن استاد شوید باعث می‌شود تفکری پربازده داشته باشید، اگر بتوانید این خصوصیت را در خود ایجاد کنید طوریکه به عادت همیشگی‌تان تبدیل شود، در تمام طول زندگی فردی موفق خواهید شد و در روز مقالات موفقیت را بانام زیبای تو می‌آرایند که آری شخص بسیار موفقی را می‌شناسیم با زندگینامه تو و تحولاتی که تو آفریدی و لیست خلاقیت‌های تو و نتایج بی‌مانندی که تو گرفتی ای.

دوستان عزیز همکاران گران‌قدر مدیران و مشاوران محترم فعال در صنعت بیمه

به مراحل زیر درفروش توجه فرمایید:

مشتری یابی – موقعیت سنجی – صمیمیت و اعتماد – نیازسنجی و آگاهی – معرفی محصول – قیمت دهی – پاسخ به سؤالات – نهایی سازی و فروش – اتمام صمیمی – فروش مجدد.

اکنون شما می‌توانید تجربیات ارزنده خود را با خوانندگان گرامیِ سایت “الو بیمه عمر” به اشتراک بگذارید، شما با کامنت های خود می‌توانید نظرات و ایده‌های خود و با مرور مجدد متن مقاله بالا و نگاهی به سابقه کاری خود، مصادیق موفقیت‌های ارزنده خویش را با دوستان و همکاران موفق در بیمه زندگی پاسارگاد به اشتراک بگذارید.

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید