زندگی بدون شکست، امکان‌پذیر نیست. مگر اینکه آن‌قدر بااحتیاط زندگی کنید که گویی اصلاً زندگی نکرده‌اید که در این صورت شما به‌صورت پیش‌فرض شکست‌خورده‌اید…

ایده‌ای متحول کننده و ثروت ساز که فقط با تأخیر قطار آرزوهایش ممکن می‌شد.

خالق اثر ماندگار هری پاتر که تاکنون به 79 زبان زنده دنیا ترجمه‌شده و بیش از 450 میلیون نسخه از این مجموعه داستانی منتشرشده است کسی نیست جز جی. کی. رولینگ
چهارمین نویسنده تأثیرگذار جهان با ثروتی بیش از یک میلیارد دلار

«جوآن جو رولینگ» در 31 ژوئیه سال 1965 در بریستول انگلستان به دنیا آمد. پدرش مهندس و مادرش تکنسین بود. خانواده او وضع مالی خوبی داشتند. جوآن از سنین کودکی کتاب خواندن را شروع کرد. محبوب‌ترین کتابی که در کودکی خواند، کتاب «اسب سفید کوچولو» نوشته «الیزابت گوج» بوده است.

محبوب‌ترین درس مدرسه برای جوآن، ادبیات انگلیسی بود. معلم خصوصی او اعتقاد داشت که جوآن چندان از بقیه هم‌سن‌وسال‌هایش متمایز نیست؛ اما دختری باهوش و پرانگیزه است.
او عمدتاً کودکی شادی داشت و از همان دوران به نام خانوادگی پاتر علاقه خاصی داشت. از همان کودکی دوست داشته است نویسنده باشد و هرازگاهی هم می‌نوشت اما اوایل کمتر موفق می‌شد که نوشتهٔ خوبی ارائه دهد.
زمانی که فقط 6 ساله بود یک داستان جالب درباره یک خرگوش نوشت و نام آن را (خرگوشی به نام خرگوش) گذاشت. وقتی مادرش از داستان خوشش آمد و از آن تعریف کرد، رولینگ به او جواب داد: «پس چاپش کنیم!» خود رولینگ در ادامه این خاطره می‌گوید، گفتن این حرف از زبان یک کودک 6 ساله بسیار عجیب بود اما من واقعاً نمی‌دانم آن موقع این حرف از کجا آمده است.
پس‌ازاین که رولینگ مدرسه‌اش را تمام کرد، در امتحان ورودی دانشگاه آکسفورد شرکت کرد اما پذیرفته نشد! پدر و مادرش او را تشویق کردند تا در دانشگاه اِکستر انگلستان، زبان فرانسه بخواند. خود رولینگ بعضی‌اوقات با حسرت می‌گوید که بسیار علاقه داشته در دانشگاه زبان انگلیسی بخواند؛ اما پدر و مادرش خیلی دوست داشتند او یک‌زبان پرکاربردتر از انگلیسی یاد بگیرد.

سال‌های نوجوانی رولینگ خیلی شاد نبود، چراکه خانواده او دچار مشکلات زیادی بود و مبارزه ده‌ساله مادرش با چندین بیماری اسکلروزیس روی او و خانواده‌اش تأثیر گذاشته بود.
در سال 1990 اولین ایدهٔ هری پاتر به ذهن او رسید. بنا به گفته‌های خودش در یک سفر طولانی با قطار این ایده به ذهن او رسید و همان جا شخصیت‌های داستان را طراحی کرد. اولین چیزی که به ذهن رولینگ رسید، داستان یک پسربچه بود که خودش نمی‌دانست جادوگر است.

قطار حدود چهار ساعت تأخیر داشت و رولینگ هم هیچ خودکار یا مدادی همراهش نبود. خودش می‌گوید برایم خیلی سخت بود، چون هیچ خودکاری نداشتم و خجالت می‌کشیدم آن را از کسی قرض بگیرم. به‌محض این‌که به مقصد رسید و وارد آپارتمانش شد، سریع دست‌به‌کار شده و شروع به نوشتن کرد.

رولینگ ناراحت‌ترین لحظه در زندگی خود را روزی می‌داند که مادرش فوت کرد. مادر او در اولین روز سال جدید در سال 1991 زمانی که رولینگ 25 ساله بود، درگذشت. این اتفاق شش ماه بعد از زمانی رخ داد که او نوشتن «هری پاتر» را شروع کرده بود و او افسوس می‌خورد که مادرش هیچ‌وقت نمی‌دانست که وی در حال نوشتن این کتاب بود. از دست دادن مادرش درنهایت باعث شد که رولینگ در کتابش داستان را به شکلی پیش ببرد که هری پاتر نیز از مرگ والدینش رنج ببرد.
در سال 1990 پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، در سازمان عفو بین‌الملل به‌عنوان منشی و مترجم مشغول به کار شد و بعد از دو سال با یک روزنامه‌نگار پرتغالی به نام «ژورگه آرانتس» آشنا شد. هردوی آن‌ها به سبک نویسندگی جین آستین علاقه داشتند. رولینگ با هزاران امید و آرزو به ژورگه علاقه‌مند شد و در همان زمان باهم ازدواج کردند.

حاصل این ازدواج دختری به نام جسیکا بود. اما پس از گذشت دو سال جوآن متوجه شد همسرش مرد رویاهای او نیست به این دلیل که ژورگه با او به‌شدت بدرفتاری می‌کرد به‌اندازه‌ای که خشونت و رفتارهای او سبب کلافگی و عصبی شدن رولینگ شده بود. سرانجام در سال 1993 آن دو پس از یک دعوای سخت که باعث شد همسرش او را از خانه بیرون کند، از یکدیگر جدا شدند. طلاق رولینگ روی روحیات او تأثیرات منفی زیادی برجای گذاشت و باعث شد شغل خود را از دست دهد.

او در سال 1993 به ادینبرو اسکاتلند رفت درحالی‌که افسردگی و سختی‌های زندگی او را به‌سختی تحت‌فشار قرار داده بود. به‌اندازه‌ای که دست به خودکشی کرد. وضعیت روحی رولینگ به‌قدری وخیم بود که مدتی در درمانگاه افسردگی بستری شد. او شغلی نداشت به همین دلیل دخترش را با کمک‌های دولتی، بزرگ می‌کرد.او سعی کرد روی نوشتن تمرکز کند و کتاب اولش را به پایان برساند. هر وقت جسیکا می‌خوابید، به کافه محل می‌رفت تا بر روی کتابش کار کند.

چاپ اولین کتاب

بالاخره موفق شد اولین کتاب خود را به پایان برساند. رولینگ کتاب خود را به چندین انتشاراتی فرستاد. حدود دوازده موسسه بزرگ انتشاراتی کتابش را رد کردند، اما یک انتشاراتی کوچک قبول کرد که آن را چاپ کند. برای اولین کتاب 1500 یورو به‌عنوان دستمزد به رولینگ پرداخت شد. انگیزهٔ اتمام این کتاب ازآنجایی نشات گرفت که دختر رولینگ از فصل اول کتاب خیلی به‌هیجان‌آمده بود و ذوق داشت زودتر بداند داستان به کجا ختم می‌شود.

رولینگ اولین کتابش را بانام «جوآن رولینگ» امضا کرد اما صاحب انتشارات بلومزبری به او گفت که کتابش را بانامی مستعار امضا کند زیرا در آن زمان جونان از کتاب‌هایی که نویسنده آن زن بودند استقبال نمی‌کردند. به همین دلیل از آن به بعد روی کتاب‌های هری پاتر نام «جی.کی.رولینگ» ثبت شد و همین نام روی او باقی ماند. در سال 1996 اولین سری کتاب‌های هری پاتر به بازار رفت و در عرض چند هفته تمام کتاب‌ها فروخته شد. تیراژ اول فقط هزارتا بود که پانصد جلد آن به کتابخانه‌ها رفت.
بعدازاین موفقیت یک انتشارات آمریکایی حق چاپ را از رولینگ به ارزش 100 هزار یورو خریداری کرد. فروش اولین جلد کتاب هری پاتر با 120 میلیون نسخه در سراسر دنیا همراه بود. در سال 1998 این کتاب به یک فیلم تبدیل شد و طبق درخواست رولینگ تمام بازیگران، از بازیگران بریتانیایی انتخاب شد. در سال 2006 آخرین کتاب هری پاتر نوشته شد و وارد بازار شد.


آثار جی کی رولینگ عبارت‌اند از:

  • هری پاتر و زندانی آزکابان
  • هری پاتر و محفل ققنوس
  • هری پاتر و جام آتش
  • هری پاتر و شاهزاده دورگه
  • هری پاتر و یادگاران مرگ

دو رمان دیگر از جی کی رولینگ چاپ‌شده که برای ردهٔ سنی بزرگ‌سال نوشته‌شده است. یکی از این کتاب‌ها بانام مستعار «رابرت گالبِرِک» روانهٔ بازار شد اما اکثر مردم پس از خواندن آن متوجه شدند که نویسندهٔ آن جی کی رولینگ است، درنتیجه فروش این کتاب نیز به‌صورت چشمگیری افزایش پیدا کرد.

بعدازاین کتاب، رولینگ داستان‌های کوتاه خود را منتشر می‌کند و قرار است یک دیکشنری از اصطلاحات مدرسه هاروارد بنویسد.

جی کی رولینگ در سال 2014، به‌عنوان چهارمین نویسنده تأثیرگذار زن در جهان معرفی شد.
تمام سال‌های قرن بیست و یکم برای رولینگ، پر از موفقیت بودند.


رولینگ در وب‌سایت خود نوشته که همیشه می‌دانسته که روزی نویسنده کتاب خواهد شد: «به‌محض اینکه فهمیدم نویسندگان چه کسانی هستند، می‌خواستم که یک نویسنده شوم. من خلق‌وخویی کاملاً مناسب برای نویسنده بودن دارم؛ در اتاقی تنها بسیار خوشحال هستم و چیزهایی را در ذهن خودم خلق می‌کنم.»

رولینگ ریاست بنگاه خیریه «جینجربِرِد» را عهده‌دار است. این بنگاه در سال ۱۹۱۸ بنانهاده شده است و هدف آن حمایت خانوارهای تک سرپرست به‌ویژه مادرانی است که خارج از پیوند زناشویی صاحب فرزند شده‌اند. در سال ۲۰۰۵ میلادی، رولینگ با تأسیس انجمن خیریه‌ای به نام لوموس سعی در پوشش کودکان آسیب‌پذیری کرد که مورد آزار و اذیت یا فقر و معلولیت هستند. بر اساس آمار منتشرشده، این بنگاه خیریه تا سال ۲۰۱۶ توانسته است نزدیک به سی‌وپنج هزار کودک را تحت پوشش خود قرار دهد که اکثریت این کودکان در کشورهای شرق اروپا و آفریقا زندگی می‌کنند.

jk-rowling
جوایز و افتخارات از 1997 تاکنون
  • ۱۹۹۷: جایزه ادبی نسل اسمارتیس بوک: نشان طلا برایهری پاتر و سنگ جادو
  • ۱۹۹۸: جایزه ادبی نسل اسمارتیس بوک: نشان طلا برای هری پاتر و تالار اسرار
  • ۱۹۹۸: جایزه کتاب کودک سال بریتانیا: هری پاتر و سنگ جادو”
  • ۱۹۹۹: جایزه ادبی نسل اسمارتیس بوک: نشان طلا برای هری پاتر و زندانی آزکابان
  • ۱۹۹۹: جایزه کتاب کودک سال بریتانیا: هری پاتر و زندانی آزکابان
  • ۱۹۹۹: جایزه ادبی کاستا بوک (بخش کودک): هری پاتر و زندانی آزکابان
  • ۲۰۰۰: جایزه کتاب سال بریتانیا: نویسنده سال بریتانیا
  • ۲۰۰۰: رتبه امپراتوری بریتانیا
  • ۲۰۰۰: جایزه لوکاس: هری پاتر و زندانی آزکابان
  • ۲۰۰۱: جایزه برترین رمان هوگو: هری پاتر و جام آتش
  • ۲۰۰۳: جایزه شاهزاده آستوریاس: نشان کنکورد
  • ۲۰۰۳: جایزه برام استوکر: هری پاتر و محفل ققنوس
  • ۲۰۰۶: جایزه کتاب سال بریتانیا: هری پاتر و شاهزاده دورگه
  • ۲۰۰۷: جایزه نشان آبی پیتر
  • ۲۰۰۸: کتاب سال بریتانیا: دستاوردهای برجسته
  • ۲۰۱۰: جایزه هانس کریستیان آندرسن
  • ۲۰۱۱: جوایز آکادمی فیلم بریتانیا: سهم برجسته در مشارکت با سینمای بریتانیا، (مشترک با دیوید هیمن)
  • ۲۰۱۲: نشان آزادی شهر لندن از سوی شهردار این شهر
  • ۲۰۱۷: جایزه افتخاری خانواده سلطنتی بریتانیا

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید